مرتضى مطهري

202

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ويكتور هوگو به نقل فروغى در آيين سخنورى مىگويد : آثار ايمان مذهبى : اگر فرجام انسان عدم مىبود ، زندگى ارزش نمىداشت . آنچه زحمت را گوارا ، كار را مقدس مىكند ، به انسان نيرو مىبخشد و خردمند و مهربان و بردبار و نيكوكار و دادگر مىسازد ، در عين فروتنى مناعت مىدهد و مستعد علم و معرفت مىنمايد اين است كه چون از اين دنياى تاريك گذشتيم به جهانى باصفا و روشن مىرسيم . 8 . دين يگانه پشتوانه اخلاق و قانون است . بشر از لحاظ فردى به ايمان نيازمند است . روح او بزرگتر از دنياى مادى است ( 1 ) ، قانع به دنياى مادى نيست بر خلاف حيوان . تصور انسان از ابديت ، او را از جهان بزرگتر مىكند . دين است كه او را به دنياى ابديت پيوند مىدهد و به او آرامش مىبخشد : * ( الا بذكرا لله تطمئن القلوب . ) * از لحاظ اجتماعى ، هم احتياج دارد به اخلاق و هم به قانون و ايندو دو ركن اساسى زندگى اجتماعى است و اين هر دو احتياج دارند به پشتوانه دين . تمدن و علم و صنعت و تكنيك نمىتواند جاى اين غذاى روحى و اين عامل نظم روحى را بگيرد ، زيرا علم و صنعت و تمدن فقط ابزارها را عوض و تكميل مىكنند ، خود انسانها را نه عوض و نه تكميل مىكنند ، هدفها را عالى و اجتماعى و خوب نمىكنند . تنها وسايل خوب براى زندگى خوب كافى نيست آدمهاى خوب ،

--> ( 1 ) . يعنى چه روح بشر از دنياى مادى بزرگتر است ؟ آيا مقصود اين است كه حجم او بزرگتر است ؟ اولًا حجم دنيا و ابعاد دنيا را كسى دقيقاً به دست نياورده است ، ثانياً اگر روح حجم و بُعد داشته باشد جزء دنياى مادى و يكى از آنهاست . مقصود اين است كه در روح افكار و تصورات و تعقلات و مفهوماتى است كه برتر و عظيمتر است از اين دنيا . اين دنيا متغير و ناقص است و آن مبانى ثابت و كامل ، اين دنيا وجود و عدمش به هم آميخته است و آن مبانى وجود محض و انيّت صرف . بعلاوه در روح انسان آرزوها و تمنيات بزرگ و غير منطبق و اجلّ و اعظم از اين دنياى مادى هست .